۵
عمريست اگرچه پيش رويت خجلم
با عشق تو آميخته است آب و گلم
هرچند شبي دراز دارم در پيش
پيش قمر تو سخت قرص است دلم
۶
اين اشك كه در مشك دلم مي زايد
يك روز گره ز كار من بگشايد
روزي كه بريد دست من از همه جا
عباس به دستگيري ام مي آيد
۷
دستان بريده نعش بي سر دجله
تنها و غريب و بي برادر دجله
يك سوي حسين و سوي ديگر عباس
يك چشم فرات و چشم ديگر دجله
۸
در پيش تو عشق مشق غيرت مي كرد
غيرت به شجاعتت حسادت مي كرد
از عرش خدا به كربلا آمده بود
با دست بريده ي تو بيعت مي كرد.