کاش می گشتم فدای دست تو

تا نمی دیدم عزای دست تو

خیمه های ظهر عاشورا هنوز

تکیه دارد بر عزای دست تو

از درخت سبز باغ مصطفی

تافتاده شاخه های دست تو

اشک می ریزد ز چشم اهل دل

در عزای غم فزای دست تو

رود شد، دریا شد، اقیانوس شد

چشمه ای از ماجرای دست تو

می توان آن سوی اقیانوس رفت

تا خدا با ناخدای دست تو

یک چمن گل های سرخ نینوا

سبز می گردد به پای دست تو

در شگفتم از تو ای خون خدا

چیست آیا خونبهای دست تو