چو جانبازی است اول پیشه عشق

چه فکری بهتر از اندیشه عشق

مبادا عقل را پا در میانی !

که خواهد کند از دل، ریشه عشق

حسودانی که با سنگند همسنگ

خطر دارند بهر شیشه عشق

اگر چون شیر، سلطان باشی ای دل

نباید روبهی در بیشه عشق

ز شیرین کاری شیرین و فرهاد

 نصیب ما نشد جز تیشه عشق

امیر عشق را پروای جان نیست

که جانبازی است اول پیشه عشق