آسمان خم شده تا بوسه زند مویش را

ماه دیده ست درآیینه او رویش را

 

تشنه لب آمده آورده به قربانگاهت

گردن عاشق هفتاد و دوآهویش را

 

لاله با یاد تو از جام تهی می نوشد

چشم نرگس به تو مدیون شده سوسویش را

 

آسمان مشک به دندان مهی خواهد داد

که زمین پل زده بر دجله دو بازویش را

 

خنجر و حنجره سرخ تو (وافریادا...)

آه ای خاک به ما هم برسان بویش را!

 

ماه درکاسه خون خون خدا در صحرا

آسمان خم شده تا بوسه دهد مویش را