علی حیدر کرار ابوالفضل

 شمع شهد ازبده ابرار ابوالفضل

از معرفت و فضل  شناسای حقیقت

و زحلم و ادب سرور اخیار ابوالفضل

ای ماه بنی هاشم و مصداق فتوت

گشتی پدر فضل به ادوار ابوالفضل

از همت وایمان وفداکاری و اخلاص

داری تو نشان همه احرار ابوالفضل

بردی سبق از جمله شهیدان بتجلی

 بربز مگه قرب سزاوار ابوالفضل

از دست و سر و جان بگذشتی و نگشتی

از عهد و وفا در ره دادار ابوالفضل

ای همقدم میر ولایت بولایت

ای حامی حق در همه رفتار ابوالفضل

بودی تو مطیع حق وصالح بطریقت

سرلشکر حق میر علمدار ابوالفضل

از بهر برادر چون علی بهر پیمبر

از تیغ کجتراست بشد کار ابوالفضل

در دشت بلاخیز زتو خصم هراسان

 وزهیبتتو لرزه بر اشرار ابوالفضل

پشتسپه حق و عدالت ز تو شد گرم 

از بهر حسین یاور و غمخوار ابوالفضل

ای دشمن بیدار و طرفدار عدالت

ای همچو علی در همه کردار ابوالفضل

تو پاس برادر بنمودی و حریمش

ای پشت و پناه شه بی یار ابوالفضل

قلب سپه حق و پناه همه اصحاب

ای قلب شجاعت سر و سردار ابوالفضل

افتادن آن پیکر بی دست روی خاک

 حاشاکه شود وصف به گفتار  ابوالفضل

از آب دل مشک و ز خون پیکر پاکت

وزدیده تو گشت گهربار ابوالفضل

از این غم جانکاه فضایل چه نویسد

 یک نقطه کجا و غم بسیار ابوالفضل

تو باب حسینی به همه باب حوائج

بنما نظری سوی من زار ابوالفضل