ساده می‌گویم که قلبم جای پای توست

دیدگانم نیز رد پای توست

این توهستی جای خون در رگ رگم

این دل و جان نیزهم مأوای توست

عقل، کفش کهنه‌ای درپای تو

عشق، موج سرکش دریای توست

عشق تو ما را ضمانت می‌کند

عاشقی یک جرعه از معنای توست

هرچه زیبائیست در روی زمین

پرتوی از تابش سیمای توست

غنچه‌ها نام تو را وا می‌شوند

هرشکفتن لهجه شیوای توست

با بهاری که تو بر پا کرده‌ای

سرو مفتون قد و بالای توست

می‌زند بر سینه‌ی دل با یاد تو

کربلای سینه عاشورای توست

 بر گرفته از کتاب ؛در ردیف باران