افتاده است روی ِ زمین پیکر ِ کسی
در خون شناور است تن ِ بی‌سر ِ کسی
«یا نور عین...، یا ولدی...»، گریه می کند
بر پاره‌های پیرهن‌اش مادر ِ کسی
سیلی زدند صورت ِ ماه ِ شکفته را
شلاق خورد بر بدن ِ لاغر ِ کسی-
که کوه پای طاقت او خاک می‌شود
که کوه پای طاقت او...، خواهر ِ کسی-
از نخل‌های سبز ِ عراقی بلندتر
بالا بلند، بیشتر از باور ِ کسی...
بر نیزه می‌برند ستاره، ستاره، ماه
یک کهکشان به روی زمین... نه! سر ِ کسی...
چیزی بگو ستاره‌ی دنباله دار! شب
هرگز نشد برای ابد باور ِ کسی

***

دستی به محاسن ِ پر از خاک کشید
تسبیح زنان به پای ِ گودال رسید
بر حنجره‌ی غریب ِ قرآن خم شد
با نیت قربة الی الله برید