با زخم چه طعنـه‏ها به شمشیر زدى

 مردانــه بـه قلـب آن همه تیر زدى

 بر هر چه کــه هست در نمـاز آخر

 یک مرتبه هفتــاد و دو تکبیـر زدى

 

®¯®

 

 بیــن تــو و او عشق فقــط نصــف شـده

 چون موى‏به ‏موى و خط به‏خط نصف شده

 شـــق‏القمرى کــــه کـرده بودى این است

 ایـــن ماه که بــا تــو از وسط نصف شده