بذارين نوحه براتون بخونم مُحَرَّمِه

بعضي وقتا فُرصتِ عاشق شدن خيلي کَمِه 

بعضي وقتا آدما ر’ تويِ آتيش مي ذارن

اگه شُعله ور نَشَن از تو آتيش در مي آرن 

مي شه تو معرکه باشي بي خبر بيرون بيآي

پا تو آتيش بذاري؛ هيزمِ تَر بيرون بيآي 

آدمايِ باصفا ؛ بياين بريم سينه زني

از تَهِ دنيا رسيدن آدمايِ آهني 

اونايي که حُرمتِ عطرِ گلِ ياس ندارن

پيچ و مهره هاشون’ وا کني احساس ندارن

نمي دونن زيرِ گنبد بويِ آسمون مياد

وقتي گل وا مي شه از مناره ها اَذون مياد

بذاريد چيزي بِگَم که سنگا فرياد بزنن

اونايي که کربلا مي خوان بِرن داد بزنن 

گاهي پيشِ عباسه ، گاهي حسينه اين روزا

دلِ پاره پاره بين الحرمينه اين روزا