اگر قرآن مکرر شد ٬ تو  هم  تکرار ٬ می گیری

خدا ٬ آیینه دار توست ٬ کی زنگار می گیری ؟!

تو تنها سرو تاریخی ـ که هر "سالی" ثمر داده ـ

تو با ظرفیت "الله اکبر" بار می گیری

و تا خورشید می سوزد ٬ تو  هم  با کفر می جنگی 

و حق عشق را از گنبد دوار می گیری

چه مسوولیتی بر گردن دنیاست ـ بعد از تو ـ :

تو از تاثیر خونت بر جهان ٬ آمار می گیری

در آن مذبح که هر عاشق تجارت می کند جان را

تو با کالای خونت رونق از بازار می گیری

تو آزادی انسان را به دینت مبتلا کردی

تو حق "اختیار" ٬ از سلطه ی "اجبار" می گیری

¤

مجالی بهتر از شب نیست تا "تزویر" بگریزد

تو با معیار "لا اکراه فی الدین" یار می گیری .