*غزلی برای حضرت علی اکبر

 کدام آینه اش را برابرت بگذارد

خدا که صاحب خُلق پیمبرت بگذارد ؟

 

به جلوه می رسی از دست عاشقانه ی لیلی

که پیش عشق ، جنون تا ج بر سرت بگذارد

 

بزرگ می شوی آنقدر تا علی شوی آنگاه

خدا بنامدت و عشق اکبرت بگذارد

 

بتاز تا دهن نیزه را به خاک بمالی

مباد تیر ستم لب به پیکرت بگذارد

 

وضو نداشت وگرنه فرات تشنه لبت بود

نخواست لب به دهان معطرت بگذارد

 

و مشک خسته به دندان گرفت آب حرم را

که پاک بازی خود را برابرت بگذارد

 

تنت به سنت تسبیح ،دانه دانه !چگونه

حسین ! در نخ دستان مادرت بگذارد؟

 

پر از حدیثی و پیشانی ات کتیبه ، چنان سرخ

که نیزه ای بدود سر به منبرت بگذارد

 

و ابر آمده باران به مشت در دل صحرا

که خون ببارد اگر آه آخرت بگذارد