تشنه تر از فرات، آبی نیست

و روشن تر از خون

                  آفتابی

بوی سکه

بوی بیعت

پرندگان را نیز مسموم می کند

و خاکی که خاکستر است

به گیاهان مجال بارور شدن نمی دهد

زمین

میدان کوچکی ست

که آتش شقایق ها و آینه ها

                      برافروخته است

و میدان

به قهرمان به خاک افتاده ای می ماند

که چون برمی خیزد

آسمان

زمین اوست

و پیشانی اش قرآنی گشوده است

و میدان اینک

نه سنگ است نه خاک

جویباری ست

جاری ست

و خلیفه ها

هماره آب را بر مسافران می بندند.