شعله بود و شمشیر

سپیده بود و لبخند

و جهان

حیران لبخند سپید تو

در شعله شمشیر

در سفاهت سایه پوشان

میدان

عریانی عدالت بود در نگاه تو

آبروی شرافت

حضور تو بود

و خون تو

پیراهن آزادگی

که همچنان

بر طناب زمان تاب می خورد