این چه شوریست که اینگونه بالا خیز شده
نیزه زاریس به قدوم قدمش تیز شده

این چه شوریست که چون صبح قیامت آفاق
آسمان نگهش صاعقه آمیز شده

کشتی عشق که طوفان بلا ساحل اوست
محو دیدار طلوعی شرر انگیز شده

محو دیدار طلوعی که خدا در نگش
آخرین نوحه مرغان شباویز شده

مگر از کام عطشناک وفا شرم نکرد
دست پیمان شکنان این همه خونریز شده