جهان برید سیه جامه در عزای حسین (ع(
که سوخت شعله بیداد
خیمه های حسین (ع(
زآه پرده گیان حریم عرش خدای
زمانه خیمه برافراشت در عزای حسین (ع(
شب است و بادیه تاریک و در بدر اطفال
حدیث درد که داند بجز خدای حسین (ع(
بشوی گرد ملال از رخ یتیمانش
به اشک دیده چو باران به کربلای حسین (
ز بندبند زمین و زمان، فغان برخاست
چه شورهاست خدایا به نینوای حسین (
گذشت از سر و سامان و جان به جانان داد
هزار جان من و عالمی فدای حسین (
شفق ز تشت افق تا گشود چشمه خون
فلق بریده سرآمد که این برای حسین (
شکسته قامت و از پافتاده زینب را
ببین برابر بیمار مبتلای حسین (ع(
به تیغ حادثه مشفق جدا زپیکر باد
سری که نیست در او لحظه ای هوای حسین (ع(