می آید از نهایت تنهایی..یال بلند اسب رها در باد..
این سرخ ..یال اسب پریشانست؟
یا لحظه های خون و خدا در باد؟
می آیدو هراس من ازینست کاین قامت بلند چه خواهد شد؟؟
آن صبر باشکوه خدا-زینب-آیا هنوز مانده بجا در باد؟
این چشمهای ابری پا در زای..طوفان عنقریب شگفتی را
در ژرفنای پستی قومی تلخ خواهد نمود سخت بپا در باد
آشوب لحظه هاست که می بارد از
خطبه های شعله ور سرکش
اینک که مانده است بجا آری..تنها صدا..صداست..صدا در باد
می آید و اگر چه که می دانم..سنگینی غرامت این غم را..
می آید و درست نمی دانم درد از کجاست تا به کجا در باد…