نجوای عاشقانه
آقا سلام بر تو و شام غریب تو
آقا سلام بر دل غربت نصیب تو
از راه دور با دل رنجور آمدی
مرهم به غیر صبر ندارد طبیب تو
باغ از صدای زمزمه، از عطر گل تهی است
جا مانده در خرابه مگر عندلیب تو؟
تصویر کربلاست که همواره روشن است
در چشمة زلال نگاه نجیب تو
رفتی و قرن‌ها است که تکرار می‌شود
نجوای عاشقانة «اَمَّن یجیب» تو