از خیمه های سوخته درآتش و خون
از تشنه کامان شراب عشق میگون
از آن پرستوها که ازدنیا رهیدند
آنان که دروادی ظلمت نوردیدند
ای ماه انسانیت آدم محرّم
ماه عزای وارث خاتم محرم
بازآمدی گلبوته ی غم ارمغانت
پرازسرشک و خون دو چشم دوستانت
ازدولت عرفان مولایم حسین است
این سوز و آه عاشقانه درشبانت
آه ای خدایا بردل ما منتی نه
تا درمحرّم ما شویم ازعارفانت
در روز محشرای توستارالمعایب
رسوا مکن ما را به نزد دوستانت