هدیه به حضرت رقیه ( س

 امشب سری به گوشه ی ویرانه می زنی ؟
گاهی دراین سکوت اسیرانه می زنی ؟
ای روشنای دیده ی دلهای تیره بخت
امشب سری به خانه ی پروانه می زنی؟
یک لحظه تاغریب دلم حس می کند تو را
دستی دراین غروب غریبانه می زنی ؟
درموج گریه ازنفس افتاد دخترت
با دست مرگ یک دونفس چانه می زنی ؟
گیسوی کودکانه ام آشفته وقت مرگ ،
موی مرا برای سفرشانه می زنی ؟
بابا! دلم برای تویک ذره شد بگو
سر می زنی به دخترخود یا نمی زنی ؟